دلم تنگه . خيلی هم تنگه . در همه عمرم حتی فکرش رو هم نميکردم که اينقدر به کسی يا چيزی وابسته بشم . اما شدم ............... الان کلی غم دارم .

خب خودت ديدی که همه سعيم رو کردم تا فراموشش کنم تازه داشتم موفق هم ميشدم . اما تا چشم تو چشماش افتاد دوباره روز از نو روزی از نو . خب دلم لرزيد . دله ديگه ميگی چی کارش کنم . اين همه به حرف تو يه بار هم به حرف اون فلک زده تک و تنها يه گوشه افتاده !!!!! بيچاره اينقدر که آدم حسابش نکردم همه جاش رو خاک گرفته . ميدونم که حق با توئه . کاملا بی فايده س .از همون اولش هم اشتباه بود ...

ديشب اومدم تهران . پدرم در اومد راهه ۳ ساعته رو هفت ساعت و راه بودم  . نه واسه اينکه هوا خراب بود . اتوبوس خراب شده بود . تمام راه داشتم به خودم فحش ميدادم که چرا با سواری نرفتم . مرتيکه اصلا راننده نبود . تمام راه بيشتر از ۳ يا ۴ تا سبقت نگرفت .

هر چی فکر ميکنم ميبينم امسال از اون سالهايی بود که خيلی طول کشيد . سختی و پستی و بلندی و ... زياد داشتم . فکر کنم عوض يکسال ۳  سال گذشته ..........................عيد ... عيدی  ... هفت سين ... سمنو ... سبزه ... سيزده بدر ... ماچ و بوسه و بغل و عيدت و مبارک و دمت سه چارک ... همشون غير قابل تحمله!!!!!!!!!!!!!!!! 

/ 8 نظر / 5 بازدید
mina

بی خيال مهسايی ...حالا که دلت لرزيده به قول خودت بذار يه چند صباحی هم دل حرفشو بزنه ...اما خب مراقبش هم باش ...:)

رضا

نگفتم خبراييه :دی

mina

راستی قالب نو هم مبارک :) خونه تکونی کردی حسابی :)

رضا

آيه... مهلومه... اعتراف کن ديگه... زود باش.. اعتراف کن :دی

رفا

عاشق شدی؟؟؟؟ واي٬ تو هم از دست رفتی! هميشه اتوبوس ها بی عرضه هستن. فقط سواری رو عشق است

رفا

قالب نو هم مبارک

سعيد

سلام...ممنون از لطفت