حالا هم که اينجام ولم نميکنه . ديشب همچين گلوم رو گرفته بود که داشتم ميترکيدم. اما نترکيدم . فقط رفتم بيرون و يه بادی به کلم خورد ....

ديروز با پهلو خوردم به کابينتها . احساس ميکنم دنده هام خورد شده . آيييييييييييييييييی . 

/ 7 نظر / 2 بازدید
ياقوت

هر چی وبتونو خوندم که يه کامنت خوب بذارم .... همون جور که نوشته بودی ( والله چی بگم ...) D:

رضا

همينه ديگه... بسکه می خوری ديگه از در و ديوار رد نمی شی کابينته حالش چطوره

لیلی

سلام عزیز اولین بار بود میومدم سراغت جالب بود اما چیز زیادی دست گیرم نشد امید وارم بیشتر باهات اشنا شم

Golikhanoom

هی دختره مواظب خودت بااااااش باااشه؟

رفا

هی رفيق موظب خودت باش. (یکی نیست بگه تو چرا موظب خودت نبودی؟) هميشه باد خوبه.

مامی خرگوشه

سلام بيشتر مراقب خودت باشاون بغض لعنی رو هم باز کن بيشتر از اين خودتو اون بغضه رو اذيت نکن بالاخره يه جا پيدا ميشه که بتونی خودتو اروم کنی مگه نه؟من خودم بدتر از توامدارم خفه مييشم

mina

بهتری الان مهسايی؟